تبليغاتX
غریق


غریق

نگذاشتند بمانم آنکه می خواستم...

 

 

دارم از دوریت می میرم..کاشکی اینقدر خوب نبودی که می تونستم لااقل نفرینت کنم..

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 0:35 توسط ستاره| |

 

 

 

 

خدا

نوشته شده در پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 0:0 توسط ستاره| |

 

 

امسال واسم نذاشتي پيام....

نوشته شده در سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 0:56 توسط ستاره| |

شب ها

پرده ی اتاقم تکان میخورد

یک لحظه کج خندی گوشه لبهایم مینشیند

شب ها

هزارها پرده

تکان تکان میخورد...

نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 12:27 توسط ستاره| |

منتظرم

منتظري از پس سالها انتظار

باشد كه تكليف مشخص شود

 

پي نوشت:

واسه گلاب نوشتم كه يادآوري كرده بود ماه گرد پست قبلي رو

نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت 22:29 توسط ستاره| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ