تبريك

 ميلاد هم ازدواج كرد.

خوشبخت باشي

سلامی از پس قرن ها

همه چی ظاهرا مثل قبل جریان داره ولی........

تنها وقتی که آروم باشی می تونی درونت رو ببینی ...

نوشتن بخشی از وجودمه زمانی که نمی خوام تنهاییمو با خودم قسمت کنم!

 

 

 

رها

 

 

دارم از دوریت می میرم..کاشکی اینقدر خوب نبودی که می تونستم لااقل نفرینت کنم..

 

 

 

 

خدا

تولدم مبارك

 

 

امسال واسم نذاشتي پيام....

کجایی جونم

شب ها

پرده ی اتاقم تکان میخورد

یک لحظه کج خندی گوشه لبهایم مینشیند

شب ها

هزارها پرده

تکان تکان میخورد...

منتظرم

منتظري از پس سالها انتظار

باشد كه تكليف مشخص شود

 

پي نوشت:

واسه گلاب نوشتم كه يادآوري كرده بود ماه گرد پست قبلي رو

هستم اگر مي روم

 
 
 
 
 
 
مشت زدن بر این دیوار  تنها تو را فرو ریخت...................

حس خوب دوست داشته شدن

ممنونم

فک می کنم با کلمه خوبی شروع کردم!! از همتون که با اینکه به یادتونم و کامنت نمی ذارم بازم خصوصی و عمومی کام نت می ذارین و جویای احوال می شین...

من این روزا فقط یه نظاره گرهستم و نمی تونم چیزی  بنویسم....

فقط بدونین که خوشحالم از اینکه منو به خاطر خودم دوس دارین

 

زندگی

 

 

من ندارم سر یاس

زیر بی حوصلگ یهای شب از دورادور

               ضرب آهسته پاهای کسی می آید.............

 

پی نوشت:: دیوونتم اما هیچی از تو نمی دونم ..تازشم ببین با یکی دیگه ام///

حواست نیست!!!

                        تو می خندی ،حواست نیست من آروم میمیرم      تو می رقصیو من عاشق شدن رو یاد می گیرم

چه جذابی             چه گیرایی

چه بی منطق به چشمات میشه عادت کرد          توی دستای تو باید به سیگارم حسادت کرد

منو پک میزنی آروم خرابم می کنی از سر               رژ لب روی ته سیگار تن من زیر خاکستر

تنم میلرزه و میری حواست نیست                        هوامو کام می گیری حواست نیست

حواسم هست و میمیرم حواست نیست                        کنارت اوج می گیرم حواست نیست

حواست نیست…………….

تو میخندی……..! حواست نیست

حکایت

 

 

حکایت آن مرد را فراموش نکرده ای که نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت .جناب دکتر فرمودن به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر میخنداندت تا غمت یادت برود . مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم

سفر

 

 

دارم میرم مسافرت...

این دفعه حس دفعه  قبل رو ندارم ...

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست...

؟؟؟؟؟؟

 

 

 

من نمی تونم نظرات رو تو وبلاگ دوستان بخونم ..شما هم همین مشکل رو دارین ؟؟

تولد

 

 

امروز میلاد میلاد هست..میلادت مبارک میلاد

راستی

 

 

جهان ،درون ذهن است....

آینده

تصمیم می گیریم که به خواستمون برسیم و فقط منتظر میمونیم که آینده بیاد و جواب بگیریم

چقدر تلاش می کنیم؟؟ چقدر دلهره باعث میشه تلاشمون به ثمر نرسه؟

من ندارم سریاس    زیر بیحوصلگی های شب از دورادور                           ضرب آهسته پاهای کسی می آید

رنج

 

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

 

.....

 

 

هستم

شکنجه گر

رو به تو سجده مي كنم دري به كعبه باز نيست

بس كه طواف كردمت مرا به حج نياز نيست

به هر طرف نظر كنم نماز من نماز نيست

مرا به بند مي كشي از اين رهاترم كني

زخم نمي زني به من كه مبتلاترم كني

از همه توبه مي كنم بلكه تو باورم كني

قلب من از صداي تو چه عاشقانه كوك شد

تمام پرسه هاي من كنار تو سلوك شد

عذاب مي  كشم ولي عذاب من گناه نيست

وقتي شكنجه گر تويي شكنجه اشتباه نيست

قلب من از صداي تو چه عاشقانه كوك شد

تمام پرسه هاي من كنار تو سلوك شد

عذاب مي  كشم ولي عذاب من گناه نيست

 

وقتي شكنجه گر تويي شكنجه اشتباه نيست

غریب آشنا...

سلام

**سهراب میگه:"زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد..." و من می گم :" حس غریب تری که نسبت به تو دارم !!!""

**چگونه می شود با این حس غریبی که از تو در من لحظه به لحظه زبانه می کشد خو بگیرم؟؟
جز تماسهای گاه و بیگاه چاره ای برایم نمانده است.من دلداده حرفایی هستم که بر زبانت جاری می شود.سازی که می نوازی و شعر که می خوانی.ساعتها با تو بودن همانند چشم بر هم زدنی می گذرد و تنها یادآور آن  لحظات خوش  بعد از تکرار واژه تلخ "خداحافظ"  همان شعر هایی است که در همان مغزی که همیشه شاکی هستی و خواهی بود ، برجای می ماند...

نمی دانم شاید فقط این ،پر و بال دادن به احساسی باشد که جاریست اما

تو آنگونه ای که با پلک زدنی ،آسمان را دلتنگ خویش می کنی..

 و من همان شیفته آن غریب آشنایی که هیچ از او نمی داند و اگر هم راز دلش بداند ،آنگاه ....

امیودارم مقبول افتد

 

قصه غصه من ...

   

 

تنهاییم را با تو قسمت می کنم    سهم کمی نیست

                                      گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

دانشمندا آخه شما چرا؟؟

دانشمندا موجودات عجيبي ان! همه اش دوست دارن آزمايش هاى احمقانه انجام بدن! مثلاً شبيه سازى گوسفند مى كنن!!! احمقانه نيست؟! گوسفندايي كه همه شون شبيه همن رو شبيه سازى مى كنن!!! خب چه كاريه؟! بهتر نبود مثلاً نيكول كيدمن يا جرج كلونى رو شبيه سازى مى كردن؟!!! خداييش ما روى زمين چى كمتر داريم، كوروش كبير،استاد شجريان،سلين ديون يا گوسفند؟

یادمان باشد...

یادمان باشد که دگر لیلی و مجنونی نیست
به چه قیمت دلمان بهر کسی چاک کنیم


یادمان باشد که در این بحر دو رنگی و ریا
دگر حتی طلب آب ز دریا نکنیم

 
یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست
دگر آن روز پی قلب سیاهی نرویم


یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم
طلب سوختن بال و پر کس نکنیم

خدایا صبحا ساعت ۵:۰۲ راجع به منم باهات حرف می زنه؟؟

خداحافظ  

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ،

ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ،

و این یعنی در اندوه تو می میرم

در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟

 چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ،

تو ای همپای شب های غزل خوانی (سناره بارون کن و داغون کن و بیا حالمو دگرگون کن و.....)

 خداحافظ ،

 به پایان آمد این دیدار پنهانی  (که هیچ وقت میسر نشد)

خداحافظ ،

 بدون تو گمان کردی که می مانم

خداحافظ ،

بدون من یقین دارم که می مانی !!! (می بینمت یه روزی یه جایی دکتر....)

هفته چهارم مهر ۸۸

چرا خدا مردها را آفرید؟نسخه 5

چه وقت مردها عاشق می شوند؟

1.     چه وقت مردها عاشق نمی شوند!

2.     هر وقت مامانشون بگه

3.     چون یکدفعه عاشق می شوند خودشان هم نمی دانند که کی  عاشق می شوند

4.     یک روز از همین !روزا 

کدوم کانال؟؟

این شکلک عصبانی کجاس پس؟؟

ساعت ۱۴:۰۰..این تایم اداری هم تموم نمی شه..وای که می خوام همزمان داد بزنم(عصبانی) گریه کنم (جیغ )بدوئم اونقدر که به نفس نفس بیافتم...

نمی دونم کدوم کانال هستم! فکر کنم خشم  و عصبانیت واسه پینگالا بود!!! نمی دونم.......

حال خوشی ندارم..ساعت ۴:۳۰ هم که باید برم کلاس دانش سیاسی و اجتماعی که توش از همون اتوپیایی که آریانا راجع بهش پست گذاشته بود،حرف  میزنه استاد...کلاسی که توش جز افسوس و حسرت به گذشته ای داشتیم و حالی که نداریم و راجع به آینده هم نمی خوام چيزی بگم ، صحبت میشه....

احساستم از زبون تو خوب جاری میشه دکتر..آره، الان دوست دارم تو راه خونه اونقدر پدال گازو فشاربدم که برم تو دیوار...مثه حرفی که به منشیت  زدی!!

خدا رو شکر تایم اداری تموم شد..میرم پیش کسی که مریدشم بهم بگه جریان این انرژی ها چیه...خیلی قاطی ام ....خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

پی نوشت:

حالم خوبه...درسی که گرفتم این بود..نذارم حال خرابم منو ببره.. روحم مثه موجهای روی آب بود .غافل از اینکه تو اعماق  همه چی آرومه

چرا خدا مردها راآفرید؟ نسخه 4

اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟

 

1.     مگه قراره اتفاقی بیافته

2.     خارشتر کویر لوت که آفت نداره

3.     اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد

4.     یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر                 

چرا خدا مردها را آفرید ؟نسخه 3

اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟

 

1.     چیز خاصی نمی آفرید

2.     پیراشکی

3.     خروس دریایی

4.     فضای خالی

 

پست اظطراری

الان که ساعت معلومه چنده..

مامان و خاله رفتن کرمان جشن فارغ التحصیلی پسرخاله و منم با مامان بزرگم خونه ام..

حالم به شدت بده و برون ریزی دارم از نوع خفن..هر چی سعی کردم یاما و نیاما کنم نشد که نشد..آخرش گند زدم و اومدم تو اتاقم..شمع ها رو روشن کردم و عکس پروفایلم هم که میبینین..

برخلاف خیلی ها که از "فیلم هندی " متنفرن  من عاشق شاهرخ خان و اون خنده های مرموزانش بودم و میشه گفت فیلمی نبود که از زیر دستم در بره ..خلاصه یهو به ذهنم رسید که آهنگهای متن فیلم های هندی رو دانلود کنم...

دوستم زنگ زد و گفت : بهتره بخوابی..لازم به ذکره از هندی به شدت متنفره! اما چون صدای گریون و احوال آشفتمو دید چیزی نگفت !!

الانم بهترم...دارم گوش میدم اهنگها رو ...

خوب می شم انشالله..شاهد باید بود