کوچه مهتاب

شاعر از کوچه ی مهتاب گذشت

                          لیک شعری نسرود

           نه که معشوقه نبود

                                                  نه که سرگشته نبود

 

    سالها بود دگر کوچه مهتاب خیابان شده بود...

بعدا نوشت :

با تولد یه بن بست ،کوچه هرگز نمی میره

پشت دیوارای کوچه،تپش قلب کسی هست

برای تو

 

 

 

                سفربخیر عزیزم

دنیای بچه ها

عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند

معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده، الان وکيله

يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.

از سر سکوت   برای تو می گویم .....


سرّ سکوت را در خلوت خانه دل جستجو نکن ؛ که در ازدحام ناله های عاشق پنهان شده است و تو فریب بی رنگی دلت را خورده ای ؛ که سکوت ناب را در آن می جویی.

اشکی که از نهان خانه قلبت می چکد، بی درنگ حقیقت سکوت ناب است ؛ که ناگفته های زیادی را با خود حمل می کند. از گنج درونت که تو نمی دانی و نمی شناسیش، ولی او تو را خوب می شناسد و می داند که چون هنوز فریفته بی رنگی دلت هستی ، گوش جانت شنوای رازهای او نیست. پس می چکد و می غلطد و فرو می ریزد از گوشه چشمت تا در پهنای چشمان پرفروغت ، از گونه ات سترده شود. که چون نیست شود؛ حقیقت دیگر متولد گردد، در ناله های عاشق.

 ناله آواز سکوت است و اشک شرم سکوت از نافهمی نافهمان روزگار و تلخی سکوت، بغض نترکیده اسیر. اسیری که طناب آزادی جانش را به لب رسانده از کج فهمی نافهمان روزگار. آزادی اسارت گوشش را باز کرده تا آواز سکوت را در ناله های قلبش بشنود که سروش عشق است از اسیر ازلی؛ که درد درک فهم است و زخم زبان کج فهمی نافهمان روزگار.

 حالا اگر اشکی بجوشد از نهان خانه دل و فرو ریزد از چشمان بی فروغ ؛ صدای رازهایش را می شنوی که می گوید: آمده ام تا زدوده شوم از گونه ای که حقیقتی دیگر متولد شود از سکوت این عاشق اسیر ازلی به برکت کج فهمی نافهمان روزگار.

حقیقت اشکای شبانه ام را دریاب....

هدیه دوست

تو::کیه؟کیه؟

من: سلام

تو:سلام پدرجان

من:خوبی؟

تو::امروز مگه دوشنبه اس؟

من::

گلی را که دیروز ،

به دیدار من هدیه آوردی،ای دوست

-دور از رخ نازنین تو-

امروز پژمرد!

همه لطف و ریباییش را

-که حسرت به روی تو می خورد و

هوش از سر ما به تاراج می برد.

گرمای شب،برد!

-------------------

صفای تو اما کلی پایداراست

بهشتی همیشه بهار است.

گل مهر تو ،در دل و جان

گل بی خزان

گلی تا که من زنده ام  ،ماندگار است

من خوبم اما تو باور نکن...

یه ظهر پنجشنبه خسته کننده.از اون روزایی که تو فاز "آیدا" هستم و بعضی ها ربطش می دن به ماه قمری با اینکه واشون توضیح دادم که جریان این انرژی ها و کانال ها چیه!!!

آهنگ "تنهای تنها"  رو گذاشتم و یاد شبی افتادم که بعضی ها که شعرشان سیاه است و خودشان سپید هستند ،اینو گذاشته بودند.  وای  از دست تو !!!یه مجوعه کامل دارم بس که هر شب واسم خوندی و گذاشتی و دوباره برگشتم به قدیما...من عاشق این برگشت به عقبم...

منو حالا نوازش کن،که این فرصت نره از دست..شاید این آخرین باره ،که این احساس زیبا هست...

وقتی داریش قدرشو نمی دونی،وقتی نداریش ،اشک می ریزی واسش،دوباره که می تونی داشته باشیش،اونوقت تردید!! حتی اگه لازم نباشه که تصمیم بگیری واسه چیزی...

منتظرم ساعت ۵ بشه.یه مهمون مهم دارم .اسم مستعار "سیما" رو واسش می ذارم..آخ که چقدر این لحظات چشم انتظاری سخته...۵۰ سالشونه..اما دقیقا پیششون همینم که اینجام..خود خودم...

فقط می خوام گریه کنم پیشش..فقط خودشه که می دونه حالم چقدر داغونه!

دوستم،همون که  یه روزی عاشقش بودم ،حالمو دید و پیشنهاد کرد برم دکتر!! حتی اصرار کرد شب حتما تو پارتی شرکت کنم!پارتی که ظهر فقط محض خالی نبودن عریضه بهش گفته بودم دعوتم و اونم مثه همیشه گفته بود:"خوش بگذره....."

اخه یکی نیست بهش بگه دیوونه!من  و پارتی؟؟؟ من کی تو عمرم از این جینگولک بازیا در اوردم که این بار دومم باشه!!

اما برخلاف این اخلاق تو دکتر جون که اگه بودی حتما دعوام می کردی.اون منو آزاد می ذاره که برم ،بیام و...... اما فقط تویی که از چشمای من می خونی که از این زندگی خسته ام.......

دیگه حتی تو فکر یه سقف بی روزن هم نیستم..نمی خوام تن پوشه هراسم باشه..زندگیمو نمی خوام زیر هیچ سقفی با هیچکی اندازه بگیرم ...

بازم اس ام اس می ده که "بخوابم" و تو هم که گوشیت خاموشه...جوابش رو می دم "باشه عزیزم" اما می خوام با تو حرف بزنم اما تو آخر قصه خوابیدی و اول ترانه هم که بیداربشی مهمون من اومده...

وای چقدر خوب شد این صندوقچه عتیقه هام رو نگه داشتم و تو هم  بهش سر  زدی به پاس یه خاطره ۳ ماهه تلفنی قدیمی !!!!

از اونجایی که ما پسورد ایمیل بعضی از صفحات همو داریم و این بر پایه آزادی هست که به هم می دیم و اعتمادی که به هم داریم،،امروز یکی از صفحات قدیمیتو چک کردم!واسه دوست دختر قدیمیت یه ایمیل زده بودی که "سلام ،عجب بوی فرند سیریشی داری!!"...یهو قلبم وایساد! یعنی منم اگه یه روز واسه دوست پسر قدیمیم ایمیل بزنم،تو هم همین احساس رو خواهی داشت؟<<هیچ وخ این دلنوشته های منو نخواهی خوند،پس هیچ وخ منتظر جوابت نخواهم بود>>

اما من خیلی جلوترم..اون   عجین شده با روحم...خواستم خورشید من باشه و با نجابت تر از اون کسی رو ندیدم. با توام ،دوست دارم.اونقدر که تنم سرده ولی انگار دستای تو آتیشه...

عجب بالا و پایین داره دنیا،عجب این روزگار دلسرده با ما.....

واسه دیدنت لحظه شماری می کنم .چون تنها کسی هستی که قصد آزاره منو ندازی

حالم خوب شد..بس که نوشتم..الانم دارم باهات حرف می زنم ..لیمو شیرینم که دوس نداری!!

سراب رد پای تو...

سراب رد پاي تو
كجاي جاده پيدا شد
كجا دستاتو گم كردم
كه پايان من اينجا شد

کجای قصه خوابیدی
که من ، تو گریه بیدارم
که هرشب هُرم دستاتو
به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من
تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری
تظاهر میکنم هستی

تو آهنگ سکوت تو
به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست
فقط تصویر میبینم

یه حسی از تو در من هست
که میدونم تورو دارم
واسه برگشتنت هر شب
درارو باز میزارم

سراب رد پاي تو
كجاي جاده پيدا شد
كجا دستاتو گم كردم
كه پايان من اينجا شد .............

پ ن : آهنگ سراب رد پای تو از داریوش تقدیم به تو

لنگه کفش در بیابان

سلام

شنیدین میگن:"لنگه کفشی در بیابان نعمت است"؟؟؟

حالا اینجارو نگاه کنین.از دار دنیا بین اینهمه دوست خوب که عاشقشونم ُیه دوست داشته باشین که مکانیک خونده و یه چیزایی راجع به ماشین سرش می شه..(البته من فکر می کردم سرش می شد !) و وقتی دارین از یه کلاس که با بیحالی توش شرکت کردین فقط واسه خالی نبودن عریضه بر می گردین ،یه بویی مثه بوی گاز به مشام برسه و شما با خودتون بگین:"خدایا،نمی خوام ناکام از این دنیا برم!!"

یهو یه لامپ مثه آدمکای توی کارتونا روشن بشه تو ذهنتون البته نه با جرقه(اخه  بوی گاز تو ماشینه و بابا برقی می گه لامپ رو روشن نکنین!!)   زنگ بزنین به همون رفیق مهندستون و شرایط حساستونو توضیح بدین.ایشون هم بعد از یه سری سوالات راجع به گاز سوز بودن یا بنزینی بودن ماشینتون ،با خونسردی تمام بگن :

"ستاره،خوب گوش بده من چی می گم ،تکرار کن که مطمئن شم فهمیدی" و تو هم با کلی ذوق، شش دنگ که چه عرض کنم،صد دنگ حواستو جمع کنی،اونوقت اون بگه :

بگو:""اشهد ان لا الله الا الله و اشهد انا محمدا رسول الله "

اینم از لنگه کفش در بیابان.........