فاصله
امروز عصر وقتی منتظر مامانم بودم که بیان ،یه پسر بچه کوچولو رو دیدم که با جرات تمام از پله های یه پست برق مخروبه بالا می رفت .فکر می کنم ۴ سالش بود.گفتم بچه بیا پایین ! اما توجهی نکرد!
یه لحظه برگشتم به کودکی های خودم و هر چی فکر کردم یادم نیومد که منم بچگی ترس از ارتفاع داشتم یا نه؟
اما الان که نه.تازه حال می کنم با ارتفاع ![]()
راستی می تونی بگی چرا وقتی به فاصله خدا با خودت فکر می کنی "طول " یادت میاد؟؟هیچ وقت فکر کردی به خدا حجمی نگاه کنی؟؟؟ چرا هی می گی خدا بیا پایین!! مگه نمی تونی لطافتشو حس کنی ؟
سرم درد می کنه می رم بخوابم

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح ادم را اهسته در انزوا می خورد و می تراشد این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد ، چون عموماً عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش امدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله افیون و مواد مخدره است، ولی افسوس که تاثیر این داروها موقت است و بجای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می افزاید آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبیعی ، این انعکاس سایه روح که در حالت اغما ء و برزخ بین خواب و بیداری جلوه می کند، کسی پی خواهد برد ؟ (صادق هدایت