چشم انداز

تا به حل شده واسه خودت یه هدفی رو در نظر بگیری و هرچی می گذره ببینی که ازش دور می شی؟

تا حالا پرسیدی از خودت چرا؟

خوببذار اینجوری بهت بگم:

اشتیاق کودکانه داشتن واسه رسیدن به هدفت که حالا هرچی  هرکی می تونه باشه اولین شرطه که تو هم داریش اما نشستی واسه رسیدن به اون هدفت ،زمان تعییین کنی؟ چقدر راجع بهش تصویرسازی کردی؟ چقدر هرشب بهش فکر کردی ؟چقدر واقعا لمسش کردی تو خیالت؟چقدر قبل از رسیدن بهش مزه مزه کردیش؟

تو خودت خدایی..از جنس خودشی.پس می تونی ،چون اون بهت این قدرت رو داده تا تکاملت رو طی کنی وبهش برسی..

 

چقدر زمان زود می گذره.....

سلام

خودمم باور نمیشه که چه حالی داشتم نشستم وبلاگ ساختم سال ۸۶.و از اون جالب تر بعد از حدود یکسال و هشت ماه ،نام کاربری و پسوردشو از یه ایمیل قدیمی تصادفی پیدا کردم و الان ،اینجا در خدمتم

خوب از کجا شروع کنم؟

از تمام تغییراتی که تو این سالها افتاده؟ از اینکه زمان هی می گذره و تو با افراد جدیدی آشنا می شی؟یا حتی تجربیات جدید؟ از اینکه به آگاهی برسی و رنج زمینی ها رو ببینی؟ از اینکه یهو احساس کنی چقدر از اصلت دور افتادی؟جواب سوالاتی رو که هیچ وقت از ذهن به زبون نیاوردی رو تو ی یکسال بگیری........

خیلی حرفها دارم،خیلی آگاهی ها اما نمی تونم و اجازه ندارم راجع بهشون حرف بزنم.دانشی که کسب کردم)یک قطره از دریاست اما همینم این ذهن،ظرفیتشو نداره ) رو مدیون استادم هستم و باید جبران کنم اما نه با آموختن..این دفعه زکات این علم،آموختنش نیست...

خوب ،بذارین اسم ۲ سال پیشمو عوض کنم..ستاره آشنا تره واسه همه..

دوستتون دارم.چون همتون از جنس خدائین..از جنس خودمین